روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

245

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

پذيرايى كنند . اما ما دو سفير كه به آنجا خوانده شده بوديم عذر خدمت خواستيم و ناهار نمانديم و به خانه باز گشتيم . پنجشنبهء نهم اكتبر كه فرداى آن روز بود ، شاهزاده خانم خانزاده همسر ميرانشاه پسر ارشد ( باز ماندهء ) تيمور ، بزمى آماده ساخت و ما دو سفير نيز به آنجا خوانده شديم * . اين سور در يكى از آن حصارها كه در آن چادرهاى بسيار برافراشته بودند و اين شاهزاده خانم در آنها اقامت داشت و چادرهاى آن بسيار پر شكوه و مجلل بود ، برپا گشت . چون به غرفهء او نزديك شديم ، ديديم كه در فواصل مختلف بسيارى كوزه‌هاى شراب گذاشته‌اند كه سپس از آنها فراوان نوشيديم و بهره برگرفتيم . به مجرد آنكه رسيديم ، شاهزاده خانم فرمان داد كه بحضور وى مشرف شويم و پس از آنكه معرفى شديم در شاه نشينى در برابر شاه نشينى كه او در آن نشسته بود ، نشستيم . بر بالاى آن شاه نشين سايبانى بود . خانزاده خانم خود با گروهى از بانوان كه ملازم او بودند ، در شاه نشينى كه در برابر در و زير سايبان قرار داشت نشسته بود . در جلو او سه يا چهار تشك كوچك بر روى هم انباشته بودند كه بر آنها شاهزاده خانم هر گاه ميخواست تكيه ميكرد و ميآرميد . اين سور كه ما را به آن خوانده بودند ، بافتخار عروسى شاهانه‌اى كه داماد از بستگان اعليحضرت و عروس از خويشان خانزاده بود برپا شده بود . ديديم كه خانزاده خانم تقريبا چهل ساله است و خوش سيما و فربه . در برابر او بر زمين كوزه‌هاى شراب بسيارى كه از آن ياد كرديم و نيز نوشابه‌اى كه خاص تاتاران است و از شير ماديان آميخته با شكر ميسازند و آن را بوسه « 1 » مينامند و در كوزه‌ها ميريزند وجود داشت . آنان كه در نزديكى شاهزاده نشسته بودند ، از خويشان او بودند ، و نيز چند مرد هم در آنجا بودند . همچنين در چادر گروهى سرودخوانان كه بهمراه خواندن با آلات موسيقى آهنگ مينواختند ، حاضر بودند . چون نزديك رفته و به شاهزاده خانم معرفى شديم

--> ( 1 ) - Busa